![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
در انتهای سينه من درديست
پروانه ها می دانند
ابريشم گران است
درد دارم به وسعت دستهای تو
به گرانی تمام پيله ها
دستم را بگير
دچار بايد شد
به هر چه پروانه که تويي
به رويای پرواز
دستم را بگير
من درد دارم
در انتهای سينه من پروانه ايست
که پرواز می خواهد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 0:12 توسط نفیسه خطیبی |
|
|
به خيابان می سپارمت تو که آبستن به خانه می آيي خيابان جای خرابيست مشروب را سرم درد می آورد هميشه کسی از کنارمان می گذرد و سرم داغ دلم را تازه می کند اين روزها برای مست شدن دختری با سينه های بی تاب بس است که تا چند وقت از سرت نپرد خيابان جای آزاديست وقتی چشمها فکر می کنند صاحبانشان لب از هم می گيرند به درک خيابان برو سرم درد می کند بوی بدی می آيد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 1:41 توسط نفیسه خطیبی |
|
|
اين طايفه داغ داغ است پاشويه اش کنيد که پلنگ دستهای عاشق تشنج دارد بت های کعبه سياه آهو را دودو می زند دلبری کند . من آيين دلبری نمی دانم . حرفهای نام من خسته است ديوارهای اين اتاق ترک دارد بخند به ترک ديوار حتی . پلنگ آهو می خواهد پنجه های عاشقانه پلنگ را آهو می خواهد و واژه های نام من طايفه را طايفه مرا ...................... نمی خواهد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:32 توسط نفیسه خطیبی |
|
|
هی طناب می بافم هی طناب می بافم تور هم می بافم تا اسارتش را ببينم طناب می بافم شلاقش می زنم طناب می بافم چوبه دار هم طناب می بافم بر دارش می کشم _ من خدا کشتم تا بت نشود ميان حجم سنگی آدمها . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:54 توسط نفیسه خطیبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
آيدا در آينه (ستاره انصازي) جايي براي شك(ايوب عبدل) مكتوب هاي خشتي(فرياد ناصري) از خنده مردن( عليرضا پورمسلمي) سنگهاي جهنمي(عليرضا نوري) برفها را بيابان(محمد بياتي) |
|
RSS
|